جوادشفیعی ثابت

وبگاه شخصی

جوادشفیعی ثابت

وبگاه شخصی

جوادشفیعی ثابت
**آرمان خواهی انسان، مستلزم صبر بر رنج هاست. پس برادر خوبم! برای جانبازی در راه آرمان ها، یاد بگیر که در این سیّاره ی رنج، صبورترین انسان ها باشی.**
«سید مرتضی آوینی»

۱۲ مطلب با موضوع «از رهبرو امام» ثبت شده است

در آستانه‌ی چهل سالگی انقلاب اسلامی، وظیفه‌ی جوان مؤمن انقلابی چیست؟ چگونه می‌بایست در عرصه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایفای نقش کند؟ نسبت او با ساختارها و وضعیت موجود چیست؟ تماشاچی یا بازیگر؟ فعال یا منفعل؟ منتقد یا حامی؟ تخریب یا ترمیم؟ اینها سؤالات مهمی است که به بخش عمده‌ای از آنان، رهبر انقلاب در دیدار دانشجویی امسال خود پاسخ دادند. از نظر ایشان اگرچه نباید نگاه نقادانه نسبت به کاستیها و ضعفها را فراموش کرد اما اصل بر "سازندگی"و "کار کردن" در عرصه‌های مختلف استوار است. «من به همه‌ی آن هسته‌های فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتّباً می‌گویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و به‌قول میدان جنگ، آتش‌به‌اختیار.»(۱۳۹۶/۰۳/۱۷)

برای همین، جوان مؤمن انقلابی، می‌بایست فعال و مصلح باشد، نه صرفا منتقد و منفعل. بنابراین نیروهای مؤمن و انقلابی می‌بایست در کنش سیاسی- اجتماعی خود مواردی را همواره در نظر بگیرند که برخی از مهم‌ترین آنها بدین شرح است:  
* احساس مسئولیت
نخستین عامل برانگیزاننده‌ی هر فرد، توجه دادن او به نقش و مسئولیتی است که انتسابا یا اکتسابا به او محول شده است. برای به حاشیه راندن یک جامعه تنها کافی است دشمن بیرونی یا عملکرد درونی، افراد آن جامعه را به این باور برساند که عقیده، نظر و رفتارشان در زندگی‌شان بی‌اثر است، همین امر باعث می‌شود که دلسوزی، تعهد و احساس مسئولیت در آن ملت از بین برود و جامعه از پویایی و رشد باز بماند. در حالی‌که «یک مبارزه‌ای است، وجود دارد، تمام نشده، ممکن است حالاحالاها هم تمام نشود، ادامه داشته باشد؛ در صفوف مقدّم این مبارزه باید خودتان را احساس کنید و قرار بدهید.»(۱۳۹۶/۰۳/۱۷)

* نقادانه، اما طبیبانه
جوان آرمان‌گرا نباید نگاه نقادانه به مسائل را از دست بدهد، «نفْس این نگاه نقّادانه را من صددرصد تأیید میکنم. این نگاه نقّادانه و دغدغه‌مند، از دانشجو و محیط دانشگاه نباید گرفته بشود.»(۱۳۹۶/۰۳/۱۷) اما در انتقاد هم باید توجه داشت که میان انتقاد جوان مؤمن انقلابی با سایر جریان‌های سیاسی تفاوت و تمایز مهمی وجود دارد و آن تمایز در هدف و کارکرد انتقاد است. انتقاد جوان مؤمن، انتقاد برای ترمیم است نه تخریب، پس به موضوعات نگاه "علاج‌جویانه" دارد: «نوع برخورد با مشکلات درون نظام، باید علاج‌جویانه و طبیبانه باشد. طبیب، گاهی اوقات به مریض خودش هم ممکن است تشر بزند، یک حرف تلخی هم بزند، امّا مقصودش معالجه‌ی او است.»(۱۳۹۶/۰۳/۱۷)

* نا‌امیدی ممنوع
در فعالیت‌های اجتماعی- سیاسی همواره برای انجام اصلاحات، موانع و مقاومت‌هایی از سوی وضعیت موجود وجود دارد. این موانع حتی ممکن است گاهی به شکست و عدم موفقیت کارها و فعالیت‌ها بیانجامد، اما همه‌ی این مشکلات هم از جوان مؤمن انقلابی سلب مسئولیت نمی‌کند. علاوه‌بر این رهبر انقلاب همواره بر حفظ امید و دوری کردن از یأس حاصل از شکست توصیه می‌کنند: «مطلقاً بایستی اجازه ندهید که یأس و ناامیدی بر شما غالب بشود. اگر بنا باشد که انسان از شکستها مأیوس بشود، ما صد بار باید در دوران مبارزه و صد بار باید در جنگ هشت‌ساله‌ی تحمیلی مأیوس میشدیم، عقب‌نشینی میکردیم... اگر بنا بود انسان با شکست و با عقب‌نشینی مقطعی و مانند اینها مأیوس بشود که هیچ چیز به سامان نمی‌رسید. نخیر! یأس به‌خاطر ناکامی‌های مقطعی و موقّت، مطلقاً در زندگی‌تان راه نداشته باشد.»(۱۳۹۶/۰۳/۱۷)

* تخاطب واقعی
از مهم‌ترین آفت‌های عصر فعلی، بسنده کردن حضور در فضای مجازی است. جوانانی که از مسئولیت خود مطلع‌اند، هدف را می‌شناسند، اما فعالیت و نقش‌آفرینی‌شان تنها در فضای مجازی است. مسئله‌ای که باعث می‌شود، افراد از فضای واقعی جامعه جدا شوند و تنها به حلقه‌ها و گروه‌های هم‌نظر خود توجه‌ کنند و آن را به تمام جامعه تعمیم دهند. اما «فضای مجازی چیز خوبی است، فرصتی است امّا کافی نیست. بعضی‌ها چسبیده‌اند به فضای مجازی برای اینکه پیام‌هایشان را برسانند، این فایده ندارد؛ تخاطب واقعی لازم است، میزگرد لازم است، سخنرانی لازم است، نشریّه لازم است، بحث‌های دونفره و سه‌نفره لازم است.»(۱۳۹۶/۰۳/۱۷) برای اثبات این ادعا، رهبر انقلاب خاطره‌ای ‌از روش مواجهه‌ی با انحرافات را ذکر کردند: «هر هفته من می‌رفتم مسجد دانشگاه تهران نماز و سخنرانی و پاسخ به سؤالات؛ و دانشجوها جمع می‌شدند، سؤال می‌کردند، ابهام داشتند، حرف می‌زدند، ما هم جواب می‌دادیم.»(۱۳۹۶/۰۳/۱۷)

از مجموع اینهاست که می‌توان تمامی توصیه‌های رهبر انقلاب را در راستای لزوم ایفای نقش فعال و سازنده‌ی جوان مؤمن و انقلابی، و چگونگی انجام آن دانست. در حقیقت ایشان با توضیح فضای واقعی و مقدمات لازم برای پیروزی گفتمان انقلاب اسلامی، محیطی را ترسیم می‌کنند که جوان مؤمن انقلابی در آن نباید تماشاچی باشد.
۰ نظر ۲۷ خرداد ۹۶ ، ۰۹:۱۵
جواد شفیعی
۰ نظر ۰۳ مهر ۹۴ ، ۱۹:۴۳
جواد شفیعی
۱. «در عرصه‌ی فرهنگ، بنده به معنای واقعىِ کلمه، احساس نگرانی میکنم و حقیقتاً دغدغه دارم. این دغدغه از آن دغدغه‌هایی است که آدمی به خاطر آن، گاهی ممکن است نصفِ شب هم از خواب بیدار شود و به درگاه پروردگار تضرّع کند. من چنین دغدغه‌ای دارم.» این جملات را ۲۱ سال قبل، رهبر انقلاب در دیدار جمعی از افسران و فرماندهان جبهه‌ی فرهنگی انقلاب، که آنها‌ را به «۳۱۳ مجاهد جنگ بدر» تشبیه کردند، بیان فرمودند.
مشاور وزیر خارجه‌ی آمریکا می‌گوید: "سیاست آمریکا تغییر رفتار ایران است." در این میان کانون رخنه‌ی دشمن برای تغییر رفتار، حوزه‌ی فرهنگ است؛ زیرا اگر «نفوذ فرهنگی» رخ دهد، مقدمه‌ی نفوذ سیاسی و اقتصادی است؛ و دشمن به همین نفوذ دلبسته است. فرهنگ جای «شوخی» و «بی‌ملاحظگی» نیست و رخنه‌های فرهنگی نیز به آسانی قابل «ترمیم» نیست.

نبرد در عرصه‌ی فرهنگ، به جایی رسید که امروز به‌صورت آشکار مشاور وزیر خارجه‌ی آمریکا در سخنانش می‌گوید: "سیاست آمریکا تغییر رفتار ایران است و نه براندازی که از اهداف اصلی سیاست خارجی دولت بوش بود." این راهبرد از جنس همان چیزی است که رهبر انقلاب شش ماه پیش به آن اشاره کردند که «آنچه ما امروز در زبان مستکبرین و مخالفین مشاهده میکنیم که با «تغییر رفتار» از آن یاد میکنند -گاهی میگویند ما تغییر نظام را نمیخواهیم، تغییر رفتار را میخواهیم- تغییر رفتار با تغییر نظام هیچ تفاوتی ندارد؛ درست همان است؛ یعنی تغییر آن سیرت اسلامی؛ این معنای تغییر رفتار است. تغییر رفتار یعنی شما از آن چیزهایی که از لوازم قطعی و حتمی حرکت به آن سرمنزل است، دست بردارید؛ از آن کوتاه بیایید و نسبت به آن، اهتمام خودتان را از دست بدهید؛ این معنای تغییر رفتار است»
(۹۳/۱۲/۲۱)
 
۲. در این میان آن چیزی که کانون رخنه‌ی دشمن برای تغییر رفتار است؛ حوزه‌ی فرهنگ است. زیرا «فرهنگ، به معنای هوایی است که ما تنفّس میکنیم؛ شما ناچار هوا را تنفّس میکنید، چه بخواهید، چه نخواهید؛ اگر این هوا تمیز باشد، آثاری دارد در بدن شما؛ اگر این هوا کثیف باشد، آثار دیگری دارد. فرهنگ یک کشور مثل هوا است...» به دلیل همین تأثیرگذاری فرهنگ بر رفتار است که «تمرکز دشمنان بر روی فرهنگ بیشتر از همه جا است.» که اگر «نفوذ فرهنگی» رخ دهد، مقدمه‌ی نفوذ سیاسی و نفوذ اقتصادی دشمن است؛ و دشمن امروز به همین نفوذ دلبسته است. فرهنگ جای «شوخی» و «بی‌ملاحظگی» نیست و رخنه‌های فرهنگی نیز به آسانی قابل «ترمیم» نیست. (۹۲/۱۲/۱۵)

تمرکز دشمن بر روی تغییر فرهنگ را سال‌ها است که با نام «تهاجم فرهنگی» می‌شناسیم. فیلم‌های هالیوودی، کتاب، بازی‌های اینترنتی، اسباب‌بازی‌های وارداتی، کالاها‌ و برندهای تجاری - فرهنگی مانند مک‌دونالد، باربی، مرد عنکبوتی، بتمن، شبکه‌های ماهواره‌ای، کتاب‌های آموزش زبان که منتقل‌کننده‌ی سبک زندگی غربی به نوجوان است، همه نمونه‌ها از لشکر فرهنگی غرب برای رخنه در جوامعی مانند ایران است. پروژه‌های تبلیغاتی اسلام‌هراسی، شیعه‌هراسی، ناامیدسازی مردم و ... هم جزئی از اقدامات تبلیغاتی استکبار برای دستیابی به هدف «تغییر رفتار ایرانیان» است.

۳. آرایش صحنه و جبهه‌بندی که بین نظام سلطه و محور مقاومت به‌وجود آمده، حکایت از منازعه‌ای سخت دارد. نبردی که برنده به دو مؤلفه‌ی مهم احتیاج دارد: «کار و ابتکار» و آنکه می‌تواند و باید در مقابل این نفوذ و رخنه‌ی فرهنگی، محکم‌تر از همیشه جبهه‌آرایی کند و بایستد، جناح فرهنگی مؤمن و انقلابی است. اما لازم است در این کارزار فرهنگی، علاوه بر شناسایی طرح نفوذ دشمن به چند نکته‌ی مهم توجه شود:
الف. در مقابل این آرایش در جبهه‌ی دشمن حرکت‌های فردی جواب نمی‌دهد.
ب. «حفظ وحدت» در این جبهه و «عدم غفلت از نقشه‌ی دشمن» دو شرط لازم تحرک در این نبرد است.
ج. «در مقابل فرهنگ مهاجم، بدترین، زشت‌ترین و خسارت‌بارترین کار، انفعال است. منفعل‌شدن و پذیرفتن تهاجم دشمن، خطایی است که بایستی از آن پرهیز کرد.» (۹۲/۹/۱۹)
د. هدف‌گذاری ما این باشد که «همه‌ی اسلام -اسلام به کامله، به تمامه- در جامعه‌ی ما تحقّق پیدا کند.» (۹۳/۱۲/۲۱) در پایان جوان مؤمن و انقلابی باید بداند که تجربه‌ی انقلاب نشان داده است که گسترش کار فرهنگی او «نقش بسیار زیادی را در پیشرفت این کشور و در ایستادگی در مقابل دشمنان این ملّت، ایفا کرده است.» (۹۳/۱/۱)
...................................................................................................................
سرمقاله‌ی نشریه‌ی خط حزب‌الله (پیش شماره‌ی نهم)
۰ نظر ۰۹ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۱۰
جواد شفیعی

لازم است ما شاخص داشته باشیم. من عرض میکنم بهترین شاخصها، خود امام و خط امام است. امام بهترین شاخص برای ماست. اگر این تشبیه با همه‌ی فاصله‌ای که وجود دارد، به نظر برسد، عیبی ندارد که تشبیه کنیم به وجود مقدس پیغمبر که قرآن میفرماید: «لقد کان لکم فی رسول‌اللَّه اسوة حسنة لمن کان یرجوا اللَّه و الیوم الاخر».
خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران در حرم امام خمینی(ره)--در بیست و یکمین سالگرد---ارتحال حضرت امام خمینی(ره)

**

امام برجسته‌ترین شاخصهاست؛ رفتار امام، گفتار امام. خوشبختانه بیانات امام در دسترس است، تدوین شده است. وصیتنامه‌ی امام آشکارا همه‌ی مافی‌الضمیر امام را برای آینده‌ی انقلاب تبیین میکند. نباید اجازه داد این شاخصها غلط تبیین شوند، یا پنهان بمانند، یا فراموش بشوند. اگر این شاخصها را ما بد تبیین کردیم، غلط ارائه دادیم، مثل این است که یک قطب‌نما را در یک راه از دست بدهیم، یا قطب‌نما از کار بیفتد. اگر قطب‌نما از کار بیفتد، راه گم میشود.

۰ نظر ۱۰ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۴۴
جواد شفیعی

صحیفه امام خمینی » جلد ۱ » صفحه ۲۷۰

اسلام این نیست. والله اسلام تمامش سیاست است. اسلام را بد معرّفی کرده‌اند. سیاست مُدُن از اسلام سرچشمه می‌گیرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح دست بگیرم؛ من پاپ نیستم که فقط روزهای یکشنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات برای خودم سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم. پایگاه استقلال اسلامی اینجاست. باید این مملکت را از این گرفتاریها نجات داد. نمی‌خواهند این مملکت اصلاح بشود؛ اجانب نمی‌خواهند مملکت آباد شود. اینها حتّی آب هم برای این ملّت تهیه نکرده‌اند! آبی که ما در قم از آن استفاده می‌کنیم، در اروپا حتّی به حیواناتشان هم نمی‌دهند! اگر راست می‌گویند برای بیکاران کار پیدا کنند. این جوان بعد از بیست سال تحصیل، کار می‌خواهد. فردا، که فارغ التّحصیل می‌شود، سرگردان است. اگر معاشش فراهم نشود نمی‌تواند دین خود را حفظ کند. شما خیال می‌کنید آن دزدی که شبها از دیوار، با آن همه مخاطرات، بالا می‌رود و یا زنی که عفت خود را می‌فروشد، تقصیر دارد؟ وضع معیشتْ بد است که این همه جنایات و مفاسد، که شب و روز در روزنامه‌ها می‌خوانید، به وجود می‌آورد.
سرمای همدان و آوردن گُل از هلند
وقتی که در زندان بودم، خبر آوردند که سرمای همدان به ۳۳ درجه رسیده؛ بعد خبر آوردند که دو هزار نفر از سرما تلف شده‌اند. در آن حالت من دستم بسته بود؛ چه می‌توانستم بکنم؟ این تازه در همدان بود؛ البتّه در تهران و شهرهای دیگر هم تلفاتی بود. دولت چه اقدامی نمود؟ در یک چنین وضع برای استقبال از اربابان خود، با طیّاره از هلند گل می‌آورند! پول ملّت فقیر را تلف می‌کنند. اجاره هواپیما که از هلند گل می‌آورد سیصد هزار تومان است! جبران کنید غلطهای خود را؛ اسلام را رعایت کنید.
در ایّام گرفتاری، در روزنامه اطلاعات، درباره وضع مادّی و بهداشتی مردم جنوب مطلبی خواندم؛ تعجّب کردم! چگونه این مطلب را گذاشته بنویسند. یکی از خبرنگاران پس از بازدید از وضع مردم جنوب، چنین نوشته بود که در جنوب ایران در دهات اصلاً از دکتر و دارو خبری نیست؛ آب وجود ندارد. و یک ده، اکثر مردمش کور بودند. خلاصه از کلّیه وسایل و نیازمندی‌های اوّلیه زندگی محروم بودند. آن وقت در کنفرانس «اکافه»، (۱) که نمایندگان دول دنیا جمع شده بودند که فکری برای وضع اقتصاد دول بکنند - اگر بخواهند عمل بکنند - در صورتی که اعضای شرکت کننده، چه از کشورهای کوچک و چه بزرگ، همه دم از اشکالات اقتصادی خود می‌زنند، هیئت نمایندگی ایران اظهار می‌کند که وضع اقتصادی ایران کمال مطلوب است و هیچ عیب و نقصی ندارد! آیا وضع اقتصادی انگلستان بد است؛ ایران خوب است؟! وضع اقتصادی هندوستان بعد از آن همه پیشرفت بد است، ایران خوب است؟! همین طور ژاپن وضع اقتصادیش بد است، ایران خوب است؟!
«ملّت مترقّی»
آقایان در کاخهای خود نشسته‌اند می‌گویند «ملّت مترقّی»! «ملّت مترقّی» از گرسنگی می‌میرد؟! امیر اسلام، علی - علیه السّلام - نان جو می‌خورد. برای مهمانیی که به افتخار اربابان خود ترتیب می‌دهند، پانصد هزار تومان، یک میلیون تومان، یا بیشتر خرج کنند و مرتّب دم از برنامه «مترقّی» می‌زنند! می‌گویند کشور ما در ردیف کشورهای طراز اوّل است! مگر با رفتن چند زن به مجلس، مملکتْ مترقّی می‌شود. مملکت با برنامه‌های اسرائیل درست نخواهد شد.

۰ نظر ۲۳ اسفند ۹۳ ، ۰۰:۵۴
جواد شفیعی

شاخص های سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره):

اصل توجه به عملکرد ها نه شعارها (میزان حال فعلی افراد است)

فصل اول: توجه به سوابق وعملکرد افراد

1. توجه به حال فعلی افراد:

من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسى و اسلام‌‏نمایى بعضى افراد ذکرى از آنان کرده و تمجیدى نموده‌‏ام، که بعد فهمیدم از دغلبازى آنان اغفال شده‏‌ام. آن تمجیدها در حالى بود که خود را به جمهورى اسلامى متعهد و وفادار مى‏‌نمایاندند، و نباید از آن مسائل سوء استفاده شود. و میزان در هر کس حال فعلى او است.

(صحیفه امام (ره)ج21،ص469).

2. توجه به تکلیف فعلی:

ما باید ملاحظه وظیفه فعلى شرعى- الهى خودمان را بکنیم و باکى از هیچ امرى از امور نداشته باشیم. کسى که براى رضاى خدا ان شاء اللَّه مشغول انجام وظیفه است، توقع این را نداشته باشد که مورد قبول همه است، هیچ امرى مورد قبول همه نیست‏.

(صحیفه امام (ره ) ج19،ص246).

3. دلیل خواستن در مورد سلامت یا انحراف اشخاص:

باید توجه داشته باشید که این ها که آمدند و مطلبی را گفتند مچشان را بگیرید که این آقائی که تو می گوئی فلان است، دلیلت چیست؟

(صحیفه امام(ره) ج13،صص538و539)

نباید ما بدون دلیل و بدون شاهد یک مطلبى را قبول بکنیم. بعضى از فلاسفه مى‏‌گویند که کسى که بى‌‏دلیل یک مطلبى را قبول بکند از فطرت انسانى خارج شده است. و صحیح است. (صحیفه امام(ره) ج13،صص538و539)

4. لزوم توجه ودقت در شناسائی و سابقه اشخاص:

بسیارى از اشخاصى که مى‏‌آیند مى‏‌گویند ما توبه کردیم، توبه قبول است، لکن نمى‏‌شود آنها را سر یک کارى گذاشت که آن کار اهمیت دارد. براى اینکه ما نمى‏‌دانیم که- به حسب واقع که ما نمى‌‏دانیم که- این آدم توبه کرده یا این آدم مى‌‏خواهد با این کلمه «توبه» ما را بازى بدهد. ما باید از او قبول مى‌‏کنیم که در جامعه مسلمین مثل سایر مسلمانها با او عمل بکنیم‏. (صحیفه امام(ره) ج13،صص 538و539).

خیلى از اشخاص هستند که تمام حرفهایشان حرفهاى اسلام است، تمام حرفهایشان حرفهاى نهج البلاغه است، و تمام‏ حرفهایشان حرفهاى قرآن است، لکن مسیرشان این نیست. (صحیفه امام(ره) ج13،صص 538و539).

این از مسائل مهمى است که در درجه اوّل اهمیت واقع شده است که اشخاصى که اداره مى‌‏کنند یک جایى را، از اوّل ارزیابى بشود که این اشخاص چه کاره بوده‌‏اند. سابقه‌‏شان چیست. تحصیلاتشان در کجا بوده. چه جور رویّه‌‏اى در تحصیلات داشتند. و بعد از انقلاب چه جور وضعیتى اینها داشتند. قبل از انقلاب چه وضعیتى داشتند اینها. افکارشان قبلًا چى بوده‏. (صحیفه امام(ره) ج13،صص 538و539).

5. شناخت وانتخاب اشخاص مؤمن و متعهد برای مشاغل:

اشخاصى که متعهد هستند، اشخاصى که سالم هستند، اشخاصى که بصیرت دارند و هیچ انحراف ندارند و بر صراط مستقیم انسانیتند، به مجالس و مجلس شورا بفرستیم؛ تا اینکه ان‌شاءاللَّه اسلام به آن معنایى که هست، اسلام به آن حقیقتى که هست، در ایران پیاده بشود. (صحیفه امام(ره) ج6،صص508و509).

ملت عزیز ایران، شما شرق تجاوزگر و غرب جنایتکار را به وحشت انداخته، هیچ گاه با هیچ قدرتى سازش نکنید که یقین دارم نمى‏کنید. و هر کس در هر مقام که خیال سازش با شرق و غرب را داشت بى‏‌محابا و بدون هیچ ملاحظه او را از صفحه روزگار براندازید، که سازش با شرق و غرب خودباختگى است و خیانت به اسلام و مسلمین است (صحیفه امام ج12، ص148)

6. آسیب دیدن کشور از اشخاص ناخالص:

اسلحه وقتى در دست اشخاص غیر صالح افتاد و ناشایسته چه مفاسدى دارد. از اول، بشر مبتلاى به همین بوده که اسلحه در دست اشخاص ناصالح بوده است‏. (صحیفه امام(ره) ج3،صص297و298).

قلم خودش یکى از اسلحه‏‌هاست؛ این قلم باید دست اشخاص صالح و دست افاضل باشد. وقتى که قلم دست اراذل افتاد، مفسده‏‌ها زیاد خواهد شد.

(صحیفه امام(ره)ج3،صص305و306).

7. لزوم توجه به اشخاص نفوذی:

مى‏بینیم در سرتاسر کشور یک مسائل انحرافى هست. و این مسائل انحرافى نمى‏‌شود از آن اشخاصى که خودشان مستقیم‏‌اند باشد. معلوم مى‌‏شود که یک اشخاصى منحرف در اینها وارد شدند؛ مثلًا در کمیته‏‌ها، در دادگاهها و در بسیج، در همه جا، در رادیو و تلویزیون، در مطبوعات، در بین اینها الآن بسیار اشخاص سالم هستند. اما چون ممکن است گاهى ساده فکرى بکنند، و یک کسى که درست نمى‏‌شناسند، سوابقش را درست اطلاع ندارند، به همان طورى که خودش را ظاهرسازى مى‌‏کند گول بخورند و وارد بکنند.(صحیفه امام(ره)ج13،ص473).

فصل دوم: موازینی که بیانگر درستی حال فعلی افراد است

1. قیام برای خدا

میزان در اول سیر، قیام للَّه است هم در کارهاى شخصى و انفرادى و هم در فعالیت‏هاى اجتماعى. سعى کن در این قدم اول موفق شوى که در روزگار جوانى آسانتر و موفقیّت‏‌آمیزتر است‏.(صحیفه امام (ره) ج18،صص512و513).

به خودتان توجه کنید ببینید که در این خدمت، اخلاص دارید براى خدا، براى خدا خدمت مى‏‌کنید، براى احکام خدا خدمت مى‏‌کنید، براى جمهورى اسلام خدمت مى‏‌کنید یا اینکه نه، مقصدتان چیزهاى دیگرى است و این بهانه است.

(صحیفه امام (ره)ج12،صص353و354).

2. داشتن تقوا:

بسیارى از این آدمهایى که منحرف کردند و مى‌‏کنند جوانهاى ما را، از اینها هست که در قشر شما (معلمان) و در قشر ما بودند و متقى نبودند.

(صحیفه امام(ره) ج7،ص471)

در اسلام تقوا مطرح است. آنکه تقوا دارد، هر که تقوایش زیادتر است، پیش خدا کرامتش زیادتر است. آن کارمندى که در کارمندى‏‌اش تقوا دارد، آن نخست‌‏وزیرى که در نخست‏‌وزیرى‏‌اش تقوا دارد، تقواى سیاسى دارد، آن وزرایى که تقوا دارند، در کارهایى که مى‏‌کنند متقى هستند، با خدا هستند، آن رئیس جمهورى که تقوا دارد، الهى است، اینها کریمند.(صحیفه امام(ره) ج6،صص313و314).

3. موافقت با اسلام:

انحرافات را از کجا بشناسیم؟ از کجا بدانیم که [تفاوت‏] قشر نهضت به وجودآور، با قشرهاى مخالف نهضت چیست؟ از کجا بفهمیم؟ از نوشته‏‌هاى آنها، از گفتار آنها، از اجتماعات آنها، از میتینگ‌هاى آنها. هر اجتماعى که بر اساس اسلام و قوانین اسلام است، بر مسیر این ملت است. و هر اجتماع و هر نطق و هر خطابه و هر قلمفرسایى که بر خلاف مسیر اسلام است، هر چه باشد خلاف این نهضت است‏.

(صحیفه امام (ره)ج8،صص55و56).

4. تبعیت از قانون:

بعد از اینکه یک چیزى قانونى شد دیگر نق زدن در آن، اگر(کسی) بخواهد مردم را تحریک بکند، مفسد فى الارض است؛ و باید با او دادگاهها عمل مفسد فى الارض بکنند. (صحیفه امام(ره) ج14،ص377).

قانون معین شده است. نمى‏‌شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم. غلط مى‌‏کنى قانون را قبول ندارى! قانون ترا قبول ندارد. نباید از مردم پذیرفت، از کسى پذیرفت، که ما شوراى نگهبان را قبول نداریم. نمى‌‏توانى قبول نداشته باشى‏.

(صحیفه امام (ره)ج14،ص377).

پیغمبر اسلام و ائمه اسلام و خلفاى اسلام تمام براى قانون خاضع بوده‌‏اند و تسلیم قانون بوده‌‏اند. ما هم باید تبعیت از پیغمبر اسلام بکنیم و از ائمه هدى بکنیم و به قانون هم عمل کنیم و هم خاضع باشیم در مقابل قانون. قانون براى همه است. ... اگر پسر رسول اکرم، دختر رسول اکرم، هم- خداى نکرده- دزدى کند، رسول اکرم دست او را مى‌‏برد، قانون است. (صحیفه امام(ره)ج14،صص413و414).

اگر یک جایى عمل به قانون شد و یک گروهى در خیابانها بر ضد این عمل بخواهند عرض اندام کنند، این همان معناى دیکتاتورى است . (صحیفه امام(ره)ج14،صص414-416).

5. حرکت در مسیر ملت:

هى ننشینید و بگویید که مردم چه شده‌‏اند؛ مردم دیگر مأیوس شدند؛ مردم کذا شدند.

نخیر، مردم از اسلام مأیوس نمى‏‌شوند. کارهاى ما هم هر کدام فاسد است، مى‌‏گویند کار تو فاسد است، ولى ما جمهورى اسلامى را مى‏‌خواهیم‏.

(صحیفه امام(ره)ج14،ص372).

شما خون دادید؛ شما جوان دادید؛ خانه‏‌هاى شما را سوزاندند. آنکه شما مى‌‏خواهید آن باید بشود نه آنکه آنهایى که از اروپا و خارج آمده‌‏اند مى‏‌خواهند؛ نه آنکه اعیان و اشراف مى‌‏خواهند؛ نه آنکه حقوقدانها مى‏‌خواهند. آنکه شما مى‌‏خواهید میزان است. آنکه خون داده باید حرفش را شنید؛ رأى او مُتَّبَع است.

(صحیفه امام(ره) ج6،ص276).

۰ نظر ۱۴ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۲۸
جواد شفیعی
* سه باور در امام بزرگوار ما وجود داشت، که همین سه باور به او قاطعیت میداد، شجاعت میداد و استقامت میداد: باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود. این سه باور، در وجود امام، در تصمیم امام، در همهی حرکتهای امام، خود را به معنای واقعی کلمه نشان داد.
 در باور به خدا، امام مصداق این آیهی شریفه بود: «الّذین قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا و قالوا حسبنا الله و نعم الوکیل» . «حسبنا الله و نعم الوکیل» را امام با همه‌ی وجود ادا میکرد و از بن دندان به آن معتقد بود. امام به خدای متعال اعتماد داشت، به وعدهی الهی یقین داشت، برای خدا حرکت کرد و کار کرد و حرف زد و اقدام کرد و میدانست که «ان تنصروا الله ینصرکم» وعده‌ی الهی است و حتمی و تخلفناپذیر است.
حرم مطهر امام خمینی (ره) ۱۳۹۳/۰۳/۱۴

 *بعضیها زود مرعوب می‌شوند! من بارها عرض کرده‌ام که قدرتهای استکباری - یعنی همین قدرتهای سلطه‌گرِ جهانی - که مرتّب روی این کشور و آن کشور دست می‌اندازند و دولتها و ملتها را زیر یوغ خودش می‌کشانند، عمده‌ی کارشان از ترساندن می‌گذرد. قدرت واقعیشان آن قدر نیست که بر زبان می‌آورند. بدیهی است این همه که اینها با این انقلاب و با این کشور بدند، اگر قدرت داشتند، تاکنون این انقلاب این‌طور رشد نمی‌کرد و این‌گونه نمی‌ماند. آیا این خود دلیل نیست که سلطه‌گران امریکا و صهیونیستهای عالم، آن‌چنان که ادّعا می‌کنند، قدرت ندارند؟! اینها عمده‌ی کارشان را از راه تهدید و مرعوب کردن پیش می‌برند. نماینده باید کسی باشد که مرعوب نشود. چه کسی مرعوب نمی‌شود؟ آدمی که دلش به خدا متّکی باشد. وقتی انسان به خدا متوکّل بود، از هیچ‌کس مرعوب نمی‌شود. ما یک نمونه‌ی زنده‌ی کسانی را که مرعوب نمی‌شوند در زمان خودمان دیدیم - یعنی امام (ره) - و هزاران نمونه‌ی دیگر را در میدان جنگ و در میدانهای سیاست ملاحظه کردیم. این جوانان مؤمن و پاکباخته، از خدا ترسیدند؛ از هیچ کس غیر خدا نترسیدند: «الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایماناً و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل». در گوشه و کنار، افراد و رادیوها و عوامل دشمن، مرتّب به اینها می‌گفتند: علیه شما توطئه می‌کنند؛ بناست ضربه بزنند؛ بناست چنین کنند؛ بناست چنان کنند؛ برای این‌که اینها را بترسانند؛ اما اینها گفتند نه. ایمانشان بیشتر شد؛ گفتند: «حسبنااللَّه و نعم‌الوکیل»؛ خدا ما را کافی است؛ ما به خدا اعتماد داریم و به او اطمینان می‌کنیم. آن وقت خدای متعال می‌فرماید: «فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم یمسسهم سوء». بله؛ وقتی کسی به خدا اتّکا کند، این‌گونه است. آن کسانی که دوران جنگ را دیدند و در آن صحنه‌ها بودند، می‌دانند که من چه می‌گویم. تمام قدرتهای مسلّح عالم، دست به دست هم دادند برای این‌که بتوانند یک وجب از خاک این کشور را بگیرند؛ بتوانند بگویند مرز ایران از این نقطه چند کیلومتر عقب آمد؛ اما نتوانستند. این ملت در مقابلشان ایستاد؛ لذا نتوانستند. خدا کمک می‌کند و نمی‌گذارد دشمن غلبه پیدا کند. مرعوب شدن، صفت خیلی بدی است. حالا یک وقت انسان در خانه‌ی خودش نشسته است و مرعوب می‌شود - این یک نفر آدم است - اما یک وقت انسان در مسند مسؤولیتی نشسته است - در مجلس است، در دولت است - او اگر مرعوب شد، واویلاست! مرعوب شدن او، یعنی از دست دادن بسیاری از امکانات این ملت! نماینده نباید مرعوب شود.
دیدار کارگزاران حج ۱۳۷۸/۱۱/۲۶
۰ نظر ۲۳ بهمن ۹۳ ، ۰۰:۳۲
جواد شفیعی

رهبر انقلاب درباره‌ی جایگاه ویژه‌ی زیارت اربعین فرموده‌اند: «شروع جاذبه مغناطیس حسینی در روز اربعین است».


امسال مقام معظم رهبری توصیه به حضور بیشتر در مراسم اربعین کربلای معلی فرموده‌اند و به مسئولین مربوطه نیز دستور داده‌اند تا آنجا که می‌توانند تسهیلات لازم را برای زائران اربعین فراهم کنند. ایشان بهتر از هرکسی به آثار بابرکت معنوی و سیاسی این همایش عظیم توجه دارند و طبیعی است که پیاده‌روی برای زیارت کربلا، که مورد توصیه‌ی اکید ائمه‌ی معصوم ‌علیه‌السلام بوده است، مورد اهتمام ایشان باشد و این تجمعی که موجب تقویت جبهه‌ی حق علیه باطل است، مورد عنایت ایشان قرار گیرد. رهبر انقلاب برای زیارت اربعین امسال، خطاب به مسئولان تأکید داشتند که راه زیارت اربعین را هموار کنند و از نزدیک شاهد بودم که ایشان تا چه میزان برای اربعین امسال اهمیت قائل هستند و نقش اربعین را در تقویت قدرت اسلام بسیار زیاد می‌دانند. با توجه به اوضاع فعلی منطقه، با شرکت در زیارت اربعین، باید دشمن را ناامید کنیم.

کلیک کنید و به صفحه مورد نظر بروید  




۰ نظر ۱۱ آذر ۹۳ ، ۱۸:۱۵
جواد شفیعی
۱ نظر ۲۳ شهریور ۹۳ ، ۲۰:۵۷
جواد شفیعی
۱ نظر ۱۴ خرداد ۹۳ ، ۰۱:۰۷
جواد شفیعی